اين كتاب مشتمل بر يازده بخش و يك مقدمه
است كه در آن
معلم
شهید فرامرز عرب
در سال 1343 در يک خانواده مذهبي در يکي از
محلههاي تهران ديده به جهان گشود، از کودکي علاقه شديدي به نماز و دعا و
نيايش داشت. با توجه به علاقه وافري که به شغل معلمي داشت
خواب مادر
دو ماه قبل از تولد مرتضي
شبي در خواب ديدم محفلي نوراني است و تمام زنان محل در مسجد اجتماع کردهاند،
ناگاه بانويي محترم وارد شدو دو زن نيز همراه او بودند که بر اهل مجلس
گلاب ميپاشيدند،
هنوز تخته سياه دانشگاه تهران خاطره
تدريس زيباي معلم بزرگ عرفان و معارف اسلامي را به ياد دارد.
هنوز جاذبه و دافعه علي (ع) کهنه نشده، هنوز هم بايد نگاهي انداخت
به حقوق زن در اسلام و تعليم و تربيت؛ شايد اگر آن همه تلاش
صادقانه اين معلم نبود، پيامبر (ص) لبانش را نميبوسيد و اگر او
فرياد واويلتا در حماسه حسيني سر نميداد، بيشک تحريفات دين ريشه
اسلام را ميسوزاند. اتحاد اسلام و وضعيت مسلمين جهان آن روزها
دغدغه او بود، هزاران بار فرياد برآورد که شمر امروز ما اسرائيل
است؛ علي اکبرها امروز در فلسطين جان ميسپارند؛ سپس برميخيزند؛
مباد آن روز که دوباره حسرت بخوريد چرا به ياري نشتافتيد و فرياد
هل من ناصر ينصرني را پاسخ نداديد وکاش ميديد سومين کنفرانس بينالمللي
قدس در تهران برگزار شد و فلسطين هويتي تازه گرفت و دست ياري
مسلمين باعث شد در مقابل اسرائيل قد راست کند. اي کاش ما نيز مي
توانستيم همچون او پيام آور اتحاد مسلمين درجهان باشيم و يا گامي
کوچک برداريم در راه اجراي اسلام ناب محمدي.
امروز روز معراج خونين استاد بزرگ اسلام مرتضي مطهري است؛ روزيکه
امام (ره) در فراقش اشک ريخت، روزيکه ملت ايران يکپارچه درمراسم
وداع با فرزند امام (ره) آمدند.
آري مرتضي مطهري فرزند امام(ره) بود ستاره
باران باد آن مزار نوراني، مزار پاک
کتاب الکترونيک